روميلا تاپار ( مترجم : همايون صنعتى زاده )

30

تاريخ هند ( فارسى )

كه تا وقتى درخشندگى اين يكى پنهان كننده پايدارى و استوارى آن ديگرى نيست هر يك از آنها موجب برجسته‌تر ديده شدن ديگرى مىشود . همان‌گونه كه راه يافتن و جاى پا پيدا كردن مغولان در هند با شخصيت حيرت‌انگيز بابر تداعى مىشود ، تكاپو و تلاش براى تثبيت قدرت مغولان در هند يادآور خلق‌وخوى غير متعارف و هويّت اسرارآميز همايون « 1 » است . همايون كودك تخص و دردسرآفرين مغول‌هاى هند است . همايون به حدى مورد علاقه و محبّت شديد پدر بود كه هنگامى به شدت بيمار شد بابر حاضر بود از عمرش كاسته و بر حيات همايون افزوده شود . از همان وقت است كه روشنى چراغ عمر بابر كاهش مىگيرد و رو به خاموشى مىرود . در سال 1530 ميلادى همايون جوانى خوش سيما و قابل و با استعداد مىنمود كه آينده‌اى درخشان در انتظار او نشسته است . همايون به همان اندازه كه خوش برخورد و تيز هوش و جذاب بود خودسر و بوالهوس نيز بود . در جذب محبّت و وفادارى اين و آن ، استاد و چيره‌دست بود . مىتوانست با فعاليت و تحرك شديد كاميابىهاى فراوان بيابد ، آنگاه تمام آنچه را كه به دست آورده بود در اثر بىاعتنائى و تن‌آسايى به باد دهد . بختش موافق و اقبالش بلند بود . از اين رو توانست از شكست‌ها و ناكامىهاى فراوان جان سالم بدر برد . هر چند شخصيت همايون فوق العاده جذاب است اما اهميت تاريخى او در اين واقعيت نهفته است كه او حد فاصل و وسيله‌اى ارتباطى ميان پدر اعجوبه‌اش بابر و پسر نابغه‌اش اكبر است . همايون چون جانشين پدر شد قلمرواش از كابل و قندهار تا مرزهاى بنگال گسترش داشت . قلمروى ناآرام و تازه به انقياد درآمده . بخش هندى اين قلمرو انباشته بود از امراى هندى تبارى كه سخت مشتاق استقلال محلى بودند . امّا هيچ گونه آمادگى براى اتّحاد در برابر بيگانه نداشتند . همچنين

--> ( 1 ) . Homayun